تاملی بنما!!
ساعت 10 صبح دکتر به همراه مامور آشپز خانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: "به این چلو کباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیربدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان وکباب." مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراض نمی کند.حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند وبه من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا، چرا به فلانی خانه ی دوهزار متری دادی و به من ندادی، ماهم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم، بایدبفهمیم. همان طور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هرچه به ما می دهد راضی باشیم.
خداوند تبارک و تعالی فرمود: اگر بنده بداند من خدای او هستم و هرچه صلاح اوست به او می دهم، در دلش از من ناراضی نمی شود. در حدیث است که "انتم کالمرضی و ربّ العالمین کالطبیب." ما همه مانند مریض هستیم و خدا مانند طبیب.
آیت الله مجتهدی تهرانی
آیت الله مجتهدی تهرانی
( کسی چه می داند !شاید ماکه به حکمت خداوندی اعتراض داریم ماننداون مریض معترض به ندادن غذا روانی باشیم! و خودندانیم!)
الله واعلم
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۶/۰۲ ساعت 13:53 توسط امیـــــــررضــــــــا امیــــــــــریان
|
دنیای مجازی درعین نوپا بودن دنیای پر رمز ورازی است دراین مجال برآن شدیم تا با چینش کلمات وجملات زیبا واحساسی امید ونشاط را به مخاطبان هدیه دهیم ونوع نگاههای مخاطبان را نسبت به زندگی زیبا کنیم چرا که بسیاری از نابسامانیهای دنیای ما نتیجه نوع نگاههایمان به زندگی است (هرکسی همان است که می اندیشد)جایی دیده بودم که نوشته بود: